مرضيه محمدزاده
962
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
آتش شو اى درون و بسوزان زبان من اى خاك بر سر من و اين داستان من « 1 » * * * شهيد عشق كه تنگ است پوست بر بدنش * تو خصم بين كه به يغما زره برد ز تنش دگر بشير به كنعان چه ارمغان آرد ؟ * ز يوسفى كه قبا كرده گرگ ، پيرهنش چراغ دودهى طاها فلك به يثرب كشت * ز قصر شام برآورد دود انجمنش زمانه گلشن زهرا چنان به غارت داد * كه بار قافله شد ، ارغوان و ياسمنش * * * شب يازدهم : اگر صبح قيامت را شبى هست آن شب است امشب * طبيب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشب فلك ، از دور ناهنجار خود لختى عنان دركش * شكايتهاى گوناگون مرا با كوكب است امشب برادر جان ، يكى سر بركن از خواب و تماشا كن * كه زينب بىتو ، چون در ذكر يا رب يا رب است امشب جهان پر انقلاب و من غريب اين دشت پر وحشت * تو در خواب خوش و بيمار در تاب و تبست امشب سرت مهمان خولى و تنت با ساربان همدم * مرا با هر دو اندر دل ، هزاران مطلب است امشب بگو با ساربان امشب نبندد محمل ليلا * ز زلف و عارض اكبر ، قمر در عقرب است امشب صبا از من به زهرا گو ، بيا شام غريبان بين * كه گريان ديدهى دشمن به حال زينب است امشب * * * اى ز داغ تو روان خون دل از ديدهى حور * بىتو عالم همه ماتمكده تا نفخهى صور ز تماشاى تجلاى تو ، مدهوش كليم * اى سرت سرّ « أَنَا اللَّهُ » « 2 » و سنان نخلهى طور ديدهها گو همه دريا شو و دريا همه خون * كه پس از قتل تو منسوخ شد آيين سرور پاى در سلسله سجّاد و به سر تاج ، يزيد * خاك عالم به سر افسر و ديهيم و قصور دير ترسا و سر سبطّ رسول مدنى * آه اگر طعنه به قرآن زند ، انجيل و زبور تا جهان باشد و بودهست كه دادهست نشان * ميزبان خفته به كاخ اندر و مهمان به تنور ؟ سر بىتن كه شنيدهست به لب آيه كهف ؟ * يا كه ديدست به مشكوة تنور ، آيه نور ؟ جان فداى تو كه از حالت جانبازى تو * در صف ماريه از ياد بشر شور نشور قدسيان سر به گريبان به حجاب ملكوت * حوريان دست به گيسوى پريشان ز قصور گوش خضرا همه پر غلغلهى ديو و پرى * سطح غبرا ، همه پر ولولهى وحش و طيور
--> ( 1 ) - ديوان آتشكده ؛ ص 107 - 120 . ( 2 ) - اشاره به آيه 14 سوره طه « أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي » . منم خداى يكتا ، جز من خدايى نيست ، پس مرا بپرست .